خلاصه ای از آیین دوستیابی

آیین دوست‌یابی

چگونگی نفوذ در دیگران

اثر: دیل کارنگی

طی سال‌ها آموزش و مطالعه دریافتم که به همان اندازه که مردم به هنر سخنرانی و سخنوری نیازی دارند، محتاج این هستند که در رابطه با چگونگی کنار آمدن با دیگران، چه در تعاملات روزمره و چه در تماس‌های اجتماعی خود، به آن‌ها آموزش داده می‌شود. تحقیقات نشان داده‌شده است که فقط 15 درصد از موفقیت مالی به دلیل دانش فنی به دست می‌آید و حدود 85 درصد از آن ناشی از مهارت آن‌ها در مهندسی روابط انسانی، یعنی کیفیت توانایی فرد در هدایت دیگران، حاصل می‌شود . شخصی که علاوه بر دانش فنی، توانایی بیان عقاید خود را داشته باشد و بتواند رهبری و هدایت یک مجموعه را به عهده بگیرد و شوق کار را در اطرافیان برانگیزد، در بازار کار خواهان بیشتری دارد و می‌تواند حقوق بالاتری طلب کند. مقاله‌های مختلفی را خواندم تا متوجه بشوم که رهبران بزرگ در دوره‌های مختلف چگونه با مردم برخورد داشته‌اند.

ویلیام جیمز در سخنرانی می‌گفت: ما در مقایسه با آنچه باید باشیم فقط نیمه بیداریم. ما فقط از بخش کوچکی از منابع جسمی و روحی خود سود می‌بریم. به‌بیان‌دیگر همه انسان‌ها بسیار پایین‌تر از سطح محدودیت‌هایشان زندگی می‌کنند. هر انسان دارای قدرت متفاوتی است که معمولاً به‌طور عادت گونه قادر به استفاده از آن نیست.

نه توصیه دیل کارنگی در مورداستفاده از کتاب

1 فقط اراده آهنین و خواسته راستین برای افزایش توانایی در برخورد با دیگران.

2 ابتدای هر فصل یک‌بار سریع فصل را مرور کنید.

3 هر مطلب جدیدی را که می‌خوانید اندکی ثبت کنید .

4 از قلم و ماژیک استفاده کنید.

5 هرچند یک‌وقت مطالب را مرور کنید.

6 با عمل کردن به مطالب یادگیری خودتان را افزایش دهید.

7 برای خودتان مجازات تعیین کنید، درصورتی‌که به قوانین رعایت نکردید؟

8 مرور هفتگی داشته باشید. و پیش رفت خودتان را ارزیابی کنید.

9 دستاوردهای خودتان را ثبت کنید.

روش‌های بنیادی در مراوده با مردم

اصل اول: انتقاد و سرزنش یا شکایت نکنید.

اگر عسل می‌خواهید به کندوی زنبور لگد نزن.

ما با انتقاد کردن از دیگران تغییرات پایداری در آن‌ها به وجود نمی‌آوریم، بلکه غالباً دلخوری و ناراحتی آن‌ها را باعث می‌شویم.  هانس سلای روانشناس می‌گوید: به همان اندازه که ما تشنه تائید هستیم از مقصر جلوه داده شدن بیزاریم. نمونه‌های زیادی از بی‌حاصل بودن انتقاد را در هزاران صفحه تاریخ  خواهید یافت. این طبیعت انسان است و هر خلاف‌کاری است که همه افراد دیگر به‌جز خود را مقصر می‌داند. همه ما کم‌وبیش همین‌طوریم. راز موفقیت آبراهام لینکلن در ابتدا یک انسان منتقد بود و به هر چیزی زبان انتقاد داشت. ولی بعدها از این روش خودش دست برداشت و تقریباً هیچ‌گاه کسی را به خاطر کاری سرزنش نکرد و موردانتقاد قرار نداد.

قضاوت نکن تا قضاوت نشوی. لینکلن آموخت که انتقادهای صریح و سرزنش‌ها تقریباً همیشه منجر به کینه و دشمنی می‌شوند.

کنفوسیوس می‌گوید: وقتی جلوی درگاه در خانه خودت تمیزنشده درباره برف روی بام همسایه شکایت نکن. اگر من و شما بخواهیم همین فردا دلخوری و ناراحتی به وجود آوریم که چندین دهه دوام آورد کمی انتقاد گزنده و زخم‌زبان نثار کنیم. در برخورد با مردم باید بدانیم که همیشه با موجودات منطقی روبرو نیستم. ما با موجوداتی روبرو هستیم که احساس دارند. موجوداتی که تعصب‌دارند و غرور و منیت به حرکتشان وامی‌دارد. هر احمقی می‌تواند انتقاد کند، محکوم کند و غر بزند و البته احمق‌ها چنین می‌کنند.

کارل ایل می‌گوید: یک مرد، بزرگی خود را با شیوه برخوردش با مردان کوچک بروز می‌دهد. به‌جای اینکه مردم را محکوم و سرزنش کنیم بهتر است سعی کنیم آن‌ها را درک کنیم. شناختن همه به معنای بخشیدن همه است.

به قول دکتر جانسون: جناب خداوند نیز قصد ندارد انسان را مورد قضاوت قرار دهد تا اینکه روزگارش به سر آید. پس چرا من و شما چنین نکنیم؟

راز بزرگ تعامل با دیگران

اصل دوم: دیگران را صادقانه تمجید کنید.

تنها راه که به‌وسیله آن می‌توانم شمارا وادار کنم که آنچه را که می‌خواهم برای من انجام دهید، این است که آنچه را که شما می‌خواهید به شما بدهم.

زیگموند فروید می‌گوید: هر چیزی که شما و من انجام می‌دهیم نشاءت گرفته از دو محرک است: نیاز جنسی و تمایل به بزرگ بودن. جان دیو وی می‌گوید: مهم‌ترین نیاز در طبیعت بشر، داشتن آرزوی مهم است. برخی از چیزی‌هایی که مردم می‌خواهند عبارت‌اند از:

1 سلامتی و طول عمر

2 غذا

3 خواب

4 پول و چیزهایی که با پول تهیه می‌شوند

5 زندگی پس از مرگ

6 ارضای جنسی

7 سلامت و صلاح فرزندان

8 احساس مهم بودن.

لینگن نامه‌ای را چنین آغاز کرد: همگان تمجید را دوست دارند.

ویلیام جیمز گفت: عمیق‌ترین اصل در طبیعت بشر، عطش بی‌پایان او به تقدیر شدن است.

به گفته بعضی مقامات علمی، بعضی افراد حتی ممکن است برای کسب احساس مهم بودنی که از آن‌ها در دنیای واقعیت دریغ شده است به دیوانگی روی‌آورند تا در دنیای رؤیایی دیوانگی، آن را به دست آورند. شواب می‌گوید: من توانایی خود در ایجاد انگیزه در دیگران را به‌عنوان بالاترین سرمایه‌ام میدانم؛ و تنها راهی که با آن می‌توان سعی و تلاش دیگران را برانگیخت این است که عمل آن‌ها را قدر بنهیم و آن‌ها را تشویق کنیم. و اما هرگز هنوز کسی را نیافته‌ام که تحت‌فشار انتقاد و ایراد بهتر از زمانی که تائید و تشویق می‌شود کار کند. تمجید صمیمانه و قلبی یکی از اسرار موفقیت راکفلر در  اداره افراد بود. ما جسم کودکان و دوستان و کارمندان خود را سیر می‌کنیم ولی به‌ندرت به فکر تغذیه اعتمادبه‌نفس آن‌ها برمی‌آییم. تمجید و تقدیر صمیمانه می‌تواند زندگی یک انسان را تغییر دهد.  تملق نوعی جعل است و مثل پول جعلی است.

اما تفاوت بین تمجید و چاپلوسی چیست؟ تمجید، صادقانه و چاپلوسی، غیر صادقانه است. یکی از دل برمی‌خیزد و دیگری از زبان. یکی غیر خودخواهانه است و دیگری خودخواهانه. از دشمنی که به تو حمله‌ور می‌شود نترس، از دوستانی بترس که به تو تملق میگویند. هیچ‌چیز بیشتر از چند کلمه محبت‌آمیز ناشی از توجه پدر و تقدیر او از کاری که کودک انجام داده است، بچه‌ها را خوشحال نمی‌کند. رنجاندن دیگران نه‌تنها تغییری در آن‌ها ایجاد نمی‌کند بلکه کار را بدتر هم می‌کند.

امرسون می‌گوید: با هرکسی که روبرو می‌شوم به‌نوعی از من برتر است. به‌این‌ترتیب است که از او چیز یاد می‌گیرم.

اصل سوم: اشتیاق به خواستن را در دیگری به وجود آورید.

کسی که می‌تواند این را انجام دهد تمام دنیا را با خود دارد؛ و آن‌که نمی‌تواند، در جاده تنهایی گام برمی‌دارد.

قلاب را مطابق میل ماهی تزیین کنید. تنها راه نفوذ در دیگران این است که درباره آنچه آن‌ها می‌خواهند صحبت کنیم و به آن‌ها نشان دهیم که چگونه آن را به دست آورند. هر حرکتی که از زمان تولدتان تاکنون انجام داده‌اید برای این انجام‌گرفته است که شما چیزی را می‌خواستید. عمل ناشی از آن چیزی است که اساساً می‌خواهیم. یکی از بهترین نصایح در مورد هنر ظریف روابط انسانی، این گفته هنری فورد است (( اگر یک راز موفقیت وجود داشته باشد، آن راز توانایی درک نقطه‌نظر شخص دیگر و نگرش به موضوعات از زاویه دید آن شخص و البته خودتان است. ما همیشه علاقه‌مند به حل مشکلات خود هستیم و اگر این فروشندگان بتوانند به ما نشان دهند که چگونه محصولات آن‌ها می‌تواند به حل مشکلات ما کمک کند، ما مشتری آن‌ها می‌شویم و مشتریان‌ همیشه دوست دارند تصور کنند که خودشان دارند خرید می‌کنند و نه اینکه کسی به آن‌ها چیزی می‌فروشد. اگر با خواندن این کتاب فقط یک‌چیز یاد بگیرید و آن‌هم افزایش توان همواره فکر کردن ازنقطه‌نظر افراد دیگر و مشاهده امور از زاویه دید آن‌ها باشد. یک جمله هوشمندانه از پرفسور اوراستریت را تکرار می‌کنم: ابتدا شوق خواستن را در دیگری بیدار کنید.

اصل 1 : صمیمانه و به‌طور واقعی به دیگران علاقه‌مند شوید.

من و شما افراد بسیاری را می‌شناسیم که با چاپلوسی نسبت به دیگران عمر خود را صرف تلاش برای جلب علاقه دیگران به خودشان می‌کنند. البته این کار حاصل ندارد. ما کانون علاقه دیگران نیستیم آن‌ها علاقه‌ای به من ندارد. چون خودشان علاقه دارند.

اگر بخواهیم با صرفاً تحت تأثیر قرار دادن دیگران، آن‌ها را به خودمان علاقه‌مند کنیم، هرگز تعداد دوستان صمیمی زیادی به دست نخواهیم آورد. دوستان واقعی هیچ‌گاه با این روش‌ها به دست نمی‌آیند. کسی که به همنوع خود علاقه‌مند نیست، بزرگ‌ترین مشکلات را در زندگی خود دارد و هم اوست که بزرگ‌ترین صدمات را به دیگران میزند. آدم می‌تواند وقت و همکاری حتی سخت‌گیرترین افراد را نیز با واقعاً و صمیمانه علاقه‌مند شدن به آن‌ها به دست بیاورد. ما همه در هر شغلی که باشیم، افرادی را که ما را مورد تحسین قرار می‌دهند دوست می‌داریم. و اگر می‌خواهیم دوستی داشته باشیم باید از لاک خود بیرون بیاییم و کاری برای دیگران انجام دهیم، کاری که نیاز به‌وقت و انرژی، ازخودگذشتگی و ایثار داشته باشد. اگر می‌خواهید دیگران شمارا دوست بدارند، اگر مایلید دوستی واقعی و صمیمانه به وجود آورید، و اگر می‌خواهید هم‌زمان با آنکه به خودتان کمک می‌کنید به دیگران نیز کمک کرده باشید، این اصل را هرگز از یاد نبرید: صمیمانه و به‌طور واقعی به دیگران علاقه من شوید.

روش ساده‌ای برای ایجاد برخورد اول خوب

اصل دوم: لبخند بزنید.

عمل بلندتر از حرف سخن می‌گوید و یک لبخند به ما می‌گوید: من تو را دوست دارم. از دیدنت خوشحالم و تو مرا سرشار از شادی کرده‌ای. و لبخند کودک نیز همین اثر را دارد. ولی لبخند زورکی کسی را گول نمی‌زند. فوراً می‌فهمیم که مصنوعی است و بیشتر احساس دلخوری می‌کنیم حرف در مورد لبخند واقعی و صمیمانه است، لبخندی از اعماق قلب برآید؛ چنین لبخندی است که در بازار محبت بهای بالایی دارد. پرفسور جیمز وی می‌گوید: افرادی که لبخند می‌زنند قادرند بهتر اداره کنند، بهتر یاد بدهند و بهتر بفروشند و مهم‌تر از همه کودکان شادتری پرورش می‌دهند. اثر لبخند نیرومند است حتی اگر دیده نشود. افرادی که در کسب کارشان موفق بودند به این دلیل بود که کسبشان برایشان تفریح بود و از انجام دادن لذت می‌بردند. اگر می‌خواهید که دیگران با دیدن شما احساس خوبی داشته باشند، باید که خودتان از دیدن آن‌ها شاد شوید و در حضور آنان احساس کنید که اوقات خوبی را سپری می‌کنید. آنچه ما را خوشحال یا نا خوشحال می‌کند این نیست که چه داریم یا که هستیم یا کجا هستیم یا چه‌کاری می‌کنیم. بلکه این است که ما چگونه درباره آن می‌اندیشیم.

آبراهام لینکلن گفته است: بیشتر آدم‌هایی که در اطراف ما وجود دارند تقریباً به همان اندازه‌ای شادند که ذهنشان اجازه می‌دهد.

لبخند شما پیام‌آور خوش‌قلبی و خیرخواهی شماست. لبخند شما زندگی تمام کسانی را که آن را می‌بینید روشن می‌کند. ارزش یک  لبخند در کریسمس  هزینه‌ای ندارد ولی بازده بالایی دارد. کسانی را  که  آن را دریافت می‌کنند ثروتمند می‌سازد ولی دهنده‌ها را فقیر نمی‌کند. وقوع آن در یک ‌لحظه است اما خاطره‌اش گاه برای همیشه باقی مِهم‌اند.

اگر چنین نکنید به دردسر می‌افتید

اصل 3 : به یاد داشته باشید که اسم هر شخص زیباترین و مهم‌ترین صدا در گوش اوست.

یکی از اولین درس‌هایی که یک  سیاستمدار باید بیاموزد این است که: به یادآوردن اسم رأی‌دهنده شهرت است و فراموش کردن آن مساوی با محو شدن از خاطره‌ها. اسم‌ها بسیار مهم هستند با آن‌ها آدم‌ها را از هم متمایز می‌کنند. و اسم به هر کس شخصیتی می‌دهد. مهم نیست چه کسی طرف مقابل شما است و چه پست و مقامی دارد. اگر اسم او را بدانیم و از آن استفاده کنیم، احتمال موفقیتمان در جلب نظر او بیشتر است.

راه ساده‌ای برای خوش‌صحبت شدن

اصل 4 : شنونده خوبی باشید و دیگران را تشویق کنید درباره خودشان حرف بزنید.

اگر می‌خواهید هم‌صحبت خوبی باشید، باید شنونده خوبی هم باشید. برای اینکه بتوانید توجه دیگران را جلب کنید، به آن‌ها علاقه و توجه نشان دهید. و از آن‌ها بخواهید صحبت کنند و دستاوردهای خودشان را بازگو کنند. وقتی کسی صحبت می‌کند او صدها بار بیشتر به خودش، نیازهایش و مشکلاتش علاقه‌مند است.

چگونه در دیگران تمایل ایجاد کنیم

اصل 5 : درباره چیزهایی حرف بزنید که طرف دیگر به آن علاقه دارد.

صحبت کردن درباره چیزی که طرف دیگر به آن علاقه دارد به نفع هر دو طرف است. هاروارد زی یکی از صاحب‌نظران در رشته رابطه با زیردستان، همواره این اصل را به کار گرفته است. وقتی از او پرسیده شد که چه دستاوردی از این کار کسب کرده، جواب داد که نه‌تنها از هر شخصی پاداش مختلفی گرفته است، بلکه در کل پاداش او این بوده که هر بار با شخصی صحبت می‌کرده زندگی خود را گسترده و وسیع یافته است.

چگونه دیگران را وادارید فوراً شمارا دوست بدارند

اصل 6 : کاری کنید که طرف شما احساس امنیت کند. و این کار را صادقانه انجام دهید.

در اینجا کاری که باید انجام دهید این است  که با مردم درباره خودشان حرف بزنید و آن‌ها ساعت‌ها به شما گوش خواهد داد. غالباً بابیان تشکر و سپاسگزاری صمیمانه می‌توانید به آن‌ها نشان دهید که تا چه اندازه برای آن‌ها ارزش قائل هستید.

12 اصل که می‌توانیم دیگران را با خود همفکر کنیم

هیچ‌کس نمی‌تواند در یک مجادله برنده شود

اصل 1 : تنها راه بهره‌گیری بهینه از یک مجادله این است که از آن اجتناب شود.

هیچ‌کس نمی‌تواند در یک مجادله پیروز  شود. نمی‌توان پیروز شد چون اگر ببازد، آن را باخته و اگر ببرید بازهم باخته‌اید.

چرا؟ فرض کنید در بحث خود با فرد دیگر، پیروز شده‌اید و شکاف‌ها متعدد در استدلال‌های او به وجود آورده و ثابت کرده‌اید که او اشتباه کرده است. بعد چه می‌شود؟ شما ممکن است احساس خوشایندی داشته باشید. اما طرف مقابل شما چطور؟ شما کاری کرده‌اید که او احساس حقارت کند. غرور او را جریحه‌دار کرده‌اید و همین کافی است که از پیروزی خود ناراضی باشید. کسی که برخلاف میلش متقاعد شده، همچنان بر همان اعتقاد سابق باقی است.

بنیامین فرانکلین می‌گوید: اگر به مجادله برخیزید و علیه کسی به بحث بپردازید شاید گاه بتوانید پیروز شوید اما این‌یک پیروزی تهی خواهد بود، زیرا هرگز نخواهید توانست نظر خوش و مثبت طرف مقابل را به خود جلب کنید.

شما ممکن است حق را متعلق به خود بدانید و در همان حال که با سرعت تمام در جاده مجادله پیش می‌تازید خود را محق بدانید، اما ازآنجاکه هدف از یک مجادله تغییر طرز تفکر طرف دیگر است. احتمالاً تلاشتان به همان اندازه بی‌حاصل خواهد بود که اگر حق با شما نبود.

مطمئن‌ترین راه برای دشمن‌تراشی

اصل 2 : برای نقطه نظرات شخص دیگر احترام قائل باشید. هرگز نگویید: (( تو اشتباه می‌کنی ))

با یک نگاه یا تغییر لحن و یا حالت چهره نیز می‌توان به همان روشنی کلمات به دیگران گفت که اشتباه کرده‌اند و اگر به کسی بگویید که اشتباه کرده است، آیا آن‌ها را واداشته‌اید که با شما موافقت کنند؟ هرگز چنین نیست زیرا با این حرف یا عمل خود ضربه مستقیمی به هوش، قضاوت، غرور و عزت‌نفس آن‌ها وارد کرده‌اید. و این باعث می‌شود تا تلافی کنند. و این کار، دعوت دیگری به مبارزه است. تضاد و تلافی‌جویی را  افزایش می‌دهد. یادتان باشد هیچ‌کس با اقرار به اینکه ممکن است اشتباه کرده باشد، به دردسر نخواهد افتاد. معدود افرادی هستند که صد درصد منطقی هستند. بیشتر ما از تعصبات و علایق خود پیروی می‌کنیم. بیشتر ماتحت تأثیر اعتقادات قلبی، حسادت، سوءظن، ترس، حسد و غرور قرار داریم.

گاهی خود را در حال تغییر طرز فکرمان میابیم بدون هیچ‌گونه مقاومت یا احساس ناخوشایند؛ ولی اگر به ما بگویند که در اشتباه هستیم، ناراحت می‌شویم و دریچه ذهن و قلب خود را به روی تغییر می‌بندیم. درواقع هیچ‌گاه، با مشتری، یا همسر، و یا حتی دشمن خود، بحث نکنید. به آن‌ها نگویید که اشتباه کرده‌اند و تحریکشان نکنید.  کمی سیایت به خرج بدهید.

 اگر حق با شما نبود، بپذیرید

اصل 3: اگر در اشتباهید، بلافاصله و با تأکید اقرار کنید

هر احمقی می‌تواند از اشتباهات خود دفاع کند و بیشتر احمق‌ها نیز چنین می‌کنند. آیا بهتر نیست وقتی‌که حق با ماست سعی کنیم با ملاطفت و سیاست دیگران را به شیوه تفکر خود بکشانیم و وقتی در اشتباه هستیم، و تعجب می‌کنید که اگر با خود صادق باشید خواهید دید که بسیاری از اوقات چنین است، به‌سرعت و با تأکید اقرار کنیم که در اشتباه بوده‌ایم. این عمل نه‌تنها نتایج حیرت‌انگیزی به بار می‌آورد، باور کنید یا نه، خیلی جالب‌تر، و تحت هر شرایطی، پرثمرتر از تلاش برای دفاع از خودتان است.

یک قطره عسل

اصل 4 : به روشی دوستانه شروع کنید.

ضرب‌المثلی قدیمی و کاملاً صادق وجود دارد که می‌گوید: یک قطره عسل خیلی بیشتر از یک گالن زهر، مگس به دور خود جمع می‌کند.

بنابراین در مورد انسان نیز، اگر می‌خواهید او را با خود همراه کنید، ابتدا باید متقاعدش کنید که دوست صمیمی او هستید. بنابراین به او قطره‌ای عسل نشان دهید تا قلبش را برای شما تصاحب کند و سپس، هر آنچه را که می‌خواهید، به او بگویید. و این بهترین راه برای فائق آمدن بر منطق است.

راز سقراط

اصل 5 : طرف مقابل را وادار به گفتن جواب‌های مثبت کنید.

هنگام صحبت با مردم، صحبت را از چیزهایی که باهم در مورد آن‌ها اختلاف دارید آغاز نکنید. همراه با تأکید، و حفظ تأکید، با چیزهایی شروع کنید که بر سر آن‌ها باهم توافق داری. در صورت انتقاد تأکید کنید که هر دو خواهان یک نتیجه هستید و این‌که تنها اختلافتان بر سر روش‌ها است و نه اهداف. سعی کنید جواب‌های مثبت از طرف مقابل خود دریافت کنید. تا آنجا که می‌توانید مانع شوید از این‌که او به شما نه بگوید. یک سخنران ماهر سعی می‌کند در آغاز سخنرانی تعداد جواب مثبت دریافت کند. این امر موجب می‌شود فرایند روانی شنونده‌ها را جهت حرکت مثبت حرکت کند. درروشی که به روش سقراط معروف است او سؤال‌های می‌پرسد که حریفش ناچار به موافقت با آن‌ها باشد و آن‌قدر به دریافت جواب‌های مثبت پی‌درپی ادامه می‌داد تا بالاخره ، فرد بدون این‌که خود متوجه باشد، به نتیجه‌ای می‌رسید که تا دقایقی قبل سرسختانه آن را انکار کرده بود. دفعه بعد که وسوسه می‌شوید که به کسی اشتباهش را یادآور شوید، روش قدیمی سقراط را به یادآورید. و سؤالی بپرسید که پاسخ آن بله باشد.

سوپاپ اطمینان در حل‌وفصل گلایه‌ها

اصل 6: بگذارید طرف مقابل هرچه می‌خواهد حرف بزند.

بیشتر مردمی که سعی دارند طرز فکر دیگران را با خود هم سو کنند، بیش‌ازاندازه خودشان حرف می‌زنند. باید اجازه داد دیگران حرف‌هایشان را بزنند. آن‌ها بیش از ما به کسب‌وکار و مشکلات خودآگاه‌اند. درصورتی‌که با آن‌ها هم‌عقیده نباشید، ممکن است وسوسه شوید تا حرف آن‌ها را قطع کنید. تقریباً هر فرد موفقی دوست دارد در مورد تلاش‌ها و فعالیت‌های اولیه‌اش به او یادآور شویم.

چگونه همکاری دیگران را به دست آوردیم

اصل 7: به دیگری اجازه دهید احساس کند که نظریه متعلق به خود اوست.

آیا خود شما به موضوعاتی که خود شما کشف کرده‌اید بیشتر ایمان ندارید تا ایده‌هایی که دودستی به شما تقدیم شده‌اند؟ در این صورت آیا کار درستی است که سعی کنیم نظرات خودمان را با پتک در مغز دیگران فروکنیم؟ آیا عاقلانه‌تر نیست که فقط پیشنهاد بدهیم و آن‌ها را مختار بگذاریم تا خودشان به نتیجه مطلوب برسند؟

25 قرن پیش، لائوتسه عارف چینی، سخنانی را بر زبان آورد که امروز نیز خوانندگان این کتاب می‌توانند از آن‌ها بهره ببرند: دلیل این‌که رودخانه و دریاها خانه صدها کوهستانی هستند این است که خود را پایین‌تر از آن‌ها نگه‌داشته‌اند. بنابراین می‌توانند بر تمام نهرهای کوهستان حکومت کنند. به همین ترتیب، عارفی که می‌خواهد بالاتر از دیگر انسان‌ها قرار گیرد، باید خود را پایین‌تر از آن‌ها قرار دهد و برای این‌که بخواهد قبل از آن‌ها باشد، باید خود را بعد از آن‌ها قرار دهد و برای این‌که بخواهد قبل از آن‌ها باشد، باید خود را بعد از آن‌ها ببیند.

به‌این‌ترتیب، باوجودی که جایگاه او بالاتر از انسان‌های دیگر است، آن‌ها هرگز فشار او را حس نخواهند کرد و هرچند جایگاه او قبل از آن‌هاست، آن‌ها آن را زخمی برای خود نمی‌بینند.

فرمولی که برایتان اعجازها می‌کند

اصل 8:صادقانه سعی کنید مسائل را از دیدگاه شخصی دیگر مشاهده کنید.

به یاد داشته باشید که دیگران ممکن است کاملاً در اشتباه باشند. اما خودشان این‌طور فکر نمی‌کنند. آن‌ها را محکوم نکنید. هر احمقی می‌تواند چنین کند. سعی کنید آن‌ها را درک کنید. فقط انسان‌های عاقل، بردبار و استثنایی می‌توانند این کار را بکنند. مخلصانه و صادقانه سعی کنید خود را جای او بگذارید. اگر از خودتان بپرسید: اگر از خودتان بپرسید: اگر من جای او بودم چه احساسی می‌داشتم و یا چه واکنشی نشان می‌دادم؟ آن‌وقت خیلی از رنج‌ها و وقت زیادی را برای خود صرفه‌جویی می‌کردد، زیرا با علاقه‌مند شدن به علت، احتمال کمتری وجود دارد که از معلول متنفر باشد و علاوه بر آن، مهارت شما در روابط انسانی نیز به‌سرعت افزایش خواهد یافت.

آنچه همه می‌خواهند

اصل 9: با عقاید و خواسته‌های شخص دیگر همدلی نشان دهید.

آیا دوست ندارید یک عبارت جادویی می‌داشتید که جلوی مجادلات را می‌گرفت، نارضایتی‌ها را از بین می‌برد، محبت به وجود می‌آورد، و باعث می‌شد که طرف مقابل با دقت به حرف شما گوش دهد؟ میدانم که دوست دارید آن جمله این است: من به شما حق می‌دهم که چنین احساسی دارید اگر من جای شما بودم بدون شک همین احساس را داشتم. به یاد داشته باشید که شما نباید به خاطر آن چیزی که هستید ادعای پاداش کنید و به یاد داشته باشید که وقتی باکسی روبرو می‌شوید که ناراحت، خشمگین، غیرمنطقی و خروشان است، نباید او را به خاطر آنچه هست خیلی محکوم کنید.

سه چهارم افرادی که با آن‌ها روبه‌رو می‌شوید گرسنه و تشنه همدردی هستند. آن را از آن‌ها دریغ نکنید و آن‌وقت است که آن‌ها نیز شمارا دوست خواهند داشت.

درخواستی که همه می‌خواهند

اصل 10: به انگیزه‌های والاتر رجوع کنید.

تجربه به ما آموخته است که وقتی نتوانیم هیچ اطلاعاتی در مورد مشتری داشته باشیم، بهتر آن است که مبنا را بر این فرض بگذاریم که او آدم صادقی است، درستکار و آماده برای پرداخت دیون خود هست، البته چنانچه بتوان او را متقاعد کرد که آن دیون درست هستند. به‌عبارت‌دیگر، و شاید روشن‌تر، همه مردم صادق و خواهان انجام تعهداتشان هستند. استثنا در این مورد بسیار معدود است و من مطمئنم افرادی که می‌خواهند کمی ناخن‌خشکی کنند، چنانچه این احساس را در آن‌ها به وجود آورید که قبول دارید آدم‌های صادق و منصف هستند، واکنشی مثبت خواهند داشت.

فیلم‌ها و تلویزیون انجام می‌دهند

اصل 11: ایده‌های خود را یاری کنید.

امروزه اثبات عملی است. صرفاً بیان یک حقیقت کفایت نمی‌کند . حقیقت باید روشن، جذاب و مؤثر جلوه داده شود. برای کسب نتیجه باید هنرمند بود. فیلم‌ها از این روش بهره می‌گیرند. تلویزیون هم آن را به کار می‌گیرد. و شما نیز اگر می‌خواهید مطرح باشید، باید آن  را به کار ببرید. شما هم می‌توانید ایده‌های خود، چه در تجارت و چه در هر زمینه دیگر زندگی را بارز و عیان  کنید و این خیلی ساده است و این در زندگی خودتان مؤثر است. وقتی از معشوقه خودتان خواستگاری می‌کردید فقط از کلمات استفاده می‌کردید؟ سعی می‌کنیم یک محیط رمان تیک به وجود آوریم و بعد موضوع را  مطرح کنید.

وقتی هیچ عمل دیگری مفید نبود

اصل 12: چالش به وجود آورید.

تمایل به برتری، رقابت، رودررو قرار دادن حس برتری‌جویی افراد باهم، این راهی بدون شکست برای نفوذ در روح افراد است. اگر چالش و رقابت وجود نداشت کسی رئیس‌جمهور نمی‌شد. شعار یک  وارد در یونان باستان این بود: همه مردان ترس‌هایی دارند،  اما شجاعان ترس خود را کنار می‌گذارند و به جلو می‌روند، گاهی به مرگ می‌رسند آما همیشه شاهد پیروزی را در آغوش خواهند گرفت چه چالشی بزرگ‌تری می‌توان ارائه داد جز فرصت برای غلبه بر آن ترس‌ها؟

بزرگ‌ترین عاملی که در افراد ایجاد انگیزه می‌کند، خودکار است. اگر خودکار هیجان‌انگیز و جالب باشد، فردی که به آن مشغول است خواهان و مشتاق انجام آن می‌شود و درنتیجه انگیزه ارائه یک کار خوب در او به وجود می‌آید. این همان چیزی است که هر آدم موفقی دوست دارد. هرکسی دوست دارد فرصتی برای ابراز وجود به دست آورد. همه می‌خواهند ارزش خود را به اثبات رسانند، رشد کنند، از دیگران پیشی بجویند، از دو ماراتون گرفته تا مسابقه کیک خوری می‌شود: تمایل به برتری یافتن . تمایل به خود را برتر و مهم حس کردن .

موفق و پیروز باشید

جعفر کریم نژاد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *